باز ای الهه ی ناز با دل من بساز کین غم جانگداز برود زبرمگر دل من نیاسود از گناه تو بودبیا تا ز سر گنهت گذرمباز می کنم دست یاری به سویت درازبیا تا غم خود را با راز و نیازز خاطر ببرمگر نکند تیر خشمت دلم را هدفبه خدا همچو مرغ پر شور شعفبه سویت بپرمآن که اوبه غمت دل بنددچون من کیست؟ناز تو بیش از اینبهر کیست؟تو الهه ی نازی در بزمم بنشینمن تو را وفا دارم بیا که جز
برچسب:
نویسنده: باران امیری
تاريخ: شنبه
8 ارديبهشت
1397 ساعت: 20:15